هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر یادگیری معکوس بر گرایش به تفکر انتقادی در دانشآموزان پایه ششم در درس تفکر و پژوهش بود. روش پژوهش تجربی و طرح پژوهش نیمه تجربی با پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش همۀ دانشآموزان پایه ششم شهرستان ملایر در سال تحصیلی 1400- 1399 بودند که از میان آنها، 40 نفر به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) قرار گرفتند. با توجه به طرح پژوهش، برای گردآوری دادهها پرسشنامه تفکر انتقادی ریکتس (2003) با ضریب پایایی 0/68، ابتدا به عنوان پیشآزمون روی دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد. سپس گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت روش آموزشی یادگیری معکوس و گروه گواه تحت روش آموزشی سنتی در درس تفکر و پژوهش قرار گرفتند. پس از پایان جلسات، برای هر دو گروه پسآزمون اجرا شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس تکمتغیری) استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان دادند که میان دو گروه از لحاظ متغیر گرایش به تفکر انتقادی و خردهمؤلفههای آن تفاوت معنادار وجود دارد. به عبارت دیگر نتایج پژوهش حاضر نشان داد که روش یادگیری معکوس در درس تفکر و پژوهش بر گرایش به تفکر انتقادی و خردهمؤلفههای درگیری ذهنی، بلوغ شناختی و خلاقیت دانشآموزان تأثیری معنادار داشته است؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که آموزش به روش یادگیری معکوس در درس تفکر و پژوهش میتواند فرصتی مناسب برای تقویت گرایش به تفکر انتقادی دانشآموزان فراهم کند.
Ahmadvand Kahrizi A, Ahmadi P, Akhavaan Tafti M. Improving Students’ Critical Thinking through Flipped Learning. QJOE 2025; 41 (3) :221-238 URL: http://qjoe.ir/article-1-4080-fa.html
احمدوند کهریزی اکرم، احمدی پروین، اخوان تفتی مهناز. تأثیر یادگیری معکوس بر تفکر انتقادی دانش آموزان در درس تفکر و پژوهش. فصلنامه علمی - پژوهشی تعلیم و تربیت. 1404; 41 (3) :221-238